هانی و هیام در عید فطر 95

سلام دوستای گلم![]()
من و آبجی هیام عید سعید فطر را به همگی تبریک میگیم![]()
انشاءالله همیشه شاد و سلامت باشید![]()

همیشه من و بابایی با هم ست میکردیم ولی امسال آبجی هیام هم به ما پیوسته
بهش میگم آبجی تو برو با مامانی ست کن![]()
بهم میگه نگران نباش دو دست لباس میگیرم که هم با بابایی و هم با مامانی ست کنم 

من و بابایی![]()

مامانی سفره عیدو آماده میکنه
و من و آبجی هیام هم عید به مامان بزرگ ,عمه و عمو تبریک میگیم
و سپس عازمه بساتین میشیم( خونه بابابزرگ )
خونه بابابزرگم همیشه شلوغه
بچه های خاله و دایی همه اونجا جمع میشن و حسابی بهمون خوش میگذره 

اینم ایناس خانم دختر خاله خوشتیپم با لباس عید 

علی پسر دایی
رابطه من با علی یه روز خوب
یه روز بد![]()

فاطمه دختر دایی 

ادیب پسر خاله که خیلی دوستش دارم 
البته همیشه موقع بازی با من یه بلایی سرش میاد
عمدی نییییستا ولی نمیدونم چرا بقیه فکر میکنن عمدی ضربه خورده

اینم آقا انس پسر دایی احمد
همیشه با هم خوبیم و وقتی میرم خونشون دوست ندارم برگردم
مامان و بابایی منو با گریه میارن خونه

عکس دسته جمعی
البته جای احمد و حاتم و محمد و مومن خالیه
اونا جدا از ما رفتن عید دیدنی ![]()

اینم لباس دوم آبجی هیام روز عید
مثلا میخواد بگه با مامانی ست کرده 

هیام در همه حال
اینجا یک ماه و 17 روزشه و حسابی میخنده
و زبون در میاره برای من

آبجی ببین وقتایی که نمیخوابیدی
من همپای مامانی تا صبح به پات می نشستم
و برات لالایی برات میخوندم![]()
یادت باشه وقتی بزرگ شدی و بقیه بهت گفتن هانی اذیتت کرده باور نکنیا 

شب تا صبح بیدار و صبح هم اینشکلی میخوابیدی
و زلزله هم تکونت نمیده

ابجی یه شب برای اولین همراه با ما اومدی گاندو
البته همش خواب بودی![]()
اون شب دقیقا یک ماه و بیست روزت بود

از بیرون که برگشتیم مثل همیشه تا نزدیک اذان صبح بیدار و بعد لالا کردی

قبول دارید الکی الکی خوشتیپم ![]()

راستی دومین دندونم هم در سن پنج سال و چهار ماه و بیست و هشت روزگیم افتاد![]()

از اینجا به بعد عکس های قدیمی آبجیمو ببینید که وقت نکرده بودم براتون بزارم 
هیامی اینجا یک ماه و پنج روزشه![]()

هیام از دست من فراریه
ظاهرا بدجور بهش محبت میکنم 
خب محبت های من این شکلیه چکار کنم آخه
هیام اینجا یک ماهشه

همیشه این جمله روی زبونمه( قربونت برم آبجی )

جونم آبجی قشنگم 
هیام اینجایک ماه و هشت روزشه

آبجی فدایه خنده هات و اون چال لپات
هیامی یک ماه و نه روزشه ![]()

آبجی هیامم دوبار بدنش جوش زد
دکترش گفته مال گرمیه و باید مواظبش باشیم که گرمش نشه ![]()

ایناس خاله عاشق هیامه 

آبجی ببین اینم یه مدرک دیگه که نشون میده من چقدر دوستت دارم 
آبجی گلم اینجا یک ماه و یازده روزشه

هیامی در همه حال 



قبلا اصلا از عکس گرفتن خوشم نمیومد
ولی جدیدا تا مامانی میخواد از آبجیم عکس بگیره هرجوری هست خودمو توی کادر جا میدم ![]()
![]()
حالا هرجوری میخواید فکر کنید
میدونم میگید از حسادته ولی من میگم از عشقه

هیام قشنگترین هدیه ای که خداوند به پدر و مادرم داد
البته اول من بعد هیام![]()
خدایا شکرت که اینهمه دوستمون داری و مواظبمون هستی ![]()




هانی و هیام در عید فطر 95
